|
عشقم سبحان و اسرا |
|
آنكس كه درد عشق بداند اشكي براين سخن بفشاند |
می دونستم ازود اول قلبم شکستنی ب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
به نام تنها وجودی که وجودم از وجودش به وجود امد. و اما پست امروز که فقط عکس عاشقانه می با شد. ۱. 





+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 4:24 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |





+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |

که می خواهد ترا ؟ کاش مال من بودی
مرا کردی اسيرت فصل پيری، کاش
به فصل کودکی همسال من بودی
چو آن مرغی که دارد ميل پرواز ، گل
نداشتم غصه گر شهبال من بودی
شدم حيران ز رويت تا ترا ديدم
به اين رويت تو در آمال من بودی
ندانم ، گل به گيسويت که آويزد
که با اين غصه در اقبال من بودی
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
عشق عشق مي آفريند
عشق زندگي ميبخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتمادبه همراه دارد اعتماداميدمي آفريند اميدزندگي مي بخشد زندگي عشق مي آفريند عشق عشق مي آفريند وازعشق مردن سفريست به سوي خدا 
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 3:46 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
....گفتم غم تودارم گفتم غم تودارم گفتاغمت سرايد گفتم که ماه من شوگفتااگربرايد گفتم که بر خيالت راه نظرببندم گفتم که شبروست اوازراه ديگرآيد گفتم که بر خيالتراه نظرببندم گفتم که شبروست اوازراه ديگرآيد گفتم که بوي زلفت گمراه عالم کرد گفتا اگر بداني هم اوت رهبر ايد گفتم خوشاهوايي کزبادصبح خيزد گفتا خنک نسيمي کزکوي دلبرايد گفتم که نوش لعنت مارابه ارزوکشت گفتاتوبندگي کن کاوبنده پرورايد گفتم دل رحيمتکي عزم صلح دارد گفتامگوي باکس تاوقت ان درايد گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرامد گفتاخموش((حافظ))کاين غصه هم سرايد

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/07ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |


+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
بودیم و کسی قدر ندانست که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 11:39 قبل از ظهر توسط مهرشاد راد |
نمیدونم چرا از تمام ترانه ها برداشت منفی میکنم شاید اونا اصلا منفی هستن ولی سابق بر این بیشتر ترانه ها عاشقانه بود حالا چرا حالت نفرین پیدا کردن نمیدوم شاید مشگل از من باشه شاید از مادران آینده شاید بجای کلمه عشق از نفرین استفاده میکنن شاید عشق معنی جدیدی پیدا کرده باشه شاید هم مد شده باشه . ولی به نظرمن مادر بودن ارزش خودش رو از دست داده .
ببین چه جوری بی تو دوباره جون میگیرم
فکر نکنی نباشی بدون تو می میرم
برای من کی هستی
یه لکه ی سیاهی
***
گریه و التماس تو قشنگی خیالمه
کشتن و آتیش زدنت آخر عشق وحالمه
پشت سرم گفتی که من درگیر و قا تی پاتی ام
... به مرامت عوضی از سرتم زیادی ام
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
مرگ را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر سکوتش گل را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر زیبا ییش دریا را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر بزرگیش کوه را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر صبوریش باران را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر آرامشش شبنم را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر طراوتش و آخرتو را دوست دارم o0o0o0o0o به خاطر مرگ وگل دریا وکوه و باران وشبنم بودنت عشق حقیقی عشق حقیقی هیچ گاه یکنواخت و آرام پیش نمی رود. لحظه ي ديدار نزديك است باز من، ديوانه ام مستم باز مي لرزد دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي! نخراشي به عقلت گونه ام را تيغ آي! نپريشي صفاي زلفكم را دست آبرويم را نريزي دل اي نخورده مست لحظه ي ديدار نزديك است عشق
عشق،عشق می آفريند ___*##########* عشق خاطره ای است که زمان را توان نابودی آن نیست. نوایی است روح پرور. شاد و خوش آهنگ. نوایی که ترنم آن به گوش نمی رسد 

عشق زندگی می بخشد
زندگی رنج به همراه دارد
رنج دلشوره می آفريند
دلشوره جرات می بخشد
جرات،اعتماد به همراه دارد
اعتماد اميد می آفريند
اميد زندگی می بخشد
زندگی عشق می آفريند
عشق، عشق می آفريند
__*##############
__################
_##################_________*#####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________*##########ilove #############
__________#########you#############
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________
عشق...؟ ![]()


یک نفر میآد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میآد که من تشنه ی بوئیدنشم
مثله یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
خالیه سفره مونو پرازشقایق میکنه
واسه موجای سیاه دستارو قایق میکنه
همیشه غایب من زخمامو مرحم میزاره
همیشه غایب من گریه هامودوست نداره
نکنه یه وقت نیآد صداش به دادم نرسه
آینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره
خشم این هنجره ی خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره ی اسب سپید قصه ی مادر بزرگ
بهترین شعرای سر بسته همیشه غایبه
مثله یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
شاید این همیشه غایب تو باشی
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه مارو خواستنی نیستی بگو...
نمیدونم چرا از تمام ترانه ها برداشت منفی میکنم شاید اونا اصلا منفی هستن ولی سابق بر این بیشتر ترانه ها عاشقانه بود حالا چرا حالت نفرین پیدا کردن نمیدوم شاید مشگل از من باشه شاید از مادران آینده شاید بجای کلمه عشق از نفرین استفاده میکنن شاید عشق معنی جدیدی پیدا کرده باشه شاید هم مد شده باشه . ولی به نظرمن مادر بودن ارزش خودش رو از دست داده .
ببین چه جوری بی تو دوباره جون میگیرم
فکر نکنی نباشی بدون تو می میرم
برای من کی هستی
یه لکه ی سیاهی
***
گریه و التماس تو قشنگی خیالمه
کشتن و آتیش زدنت آخر عشق وحالمه
پشت سرم گفتی که من درگیر و قا تی پاتی ام
... به مرامت عوضی از سرتم زیادی ام
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
مي نويسم روي عکست مي ذارم تو قــاب لحظه چشمـــاي تــو دستاي تو به يه دنيايــي مي ارزه تو که نيستي کم مي يارم با تو مـن گــل بهــارم مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستي يــــارم تو چه باشي چه نباشي چشم من بارون مي بـاره اونقـده دوستت دارم مـــن به خـــدا قد ستــــــاره!! نفســــهــات بــوي بهشته!اي تو پاک وآسمونـــي عطر گندمزارو داري به فرشتــــــه ها مي مونــــي تو چشاي من نگاه کـن من که از تو سير نمي شم قول بده پيشم مي موني من که با تو پير نمي شم
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:32 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
رویای شیرین مرگ خیال کردم که این گوشه کنارا - - یکی داره هوای کار ما را یکی هم این میون دلسوز ما هست - - نداره آرزو آزار ما را < مرگ زیباترین رویای عالم > دوباره خواب ٬ دوباره خواب ٬ دوباره کابوس عذاب دوباره من ٬ دوباره من ٬ دوباره این حال خراب دوباره دل ٬ دوباره دل ٬ دوباره روح و آب و گل دوباره هجر ٬ دوباره هجر ٬ دوباره پیش دل خجل دوباره درد ٬ دوباره درد ٬ دوباره گریه های مرد دوباره رنج ٬ دوباره رنج ٬ دوباره آیه های سرد دوباره جان ٬ دوباره جان ٬ دوباره جان نیمه جان دوباره اشک ٬ دوباره اشک ٬ دوباره گریه ی نهان دوباره ننگ ٬ دوباره ننگ ٬ دوباره دل آمده تنگ دوباره او ٬ دوباره او ٬ دوباره دل آمده سنگ دوباره یاد ٬ دوباره یاد ٬ دوباره یاد خاطرات دوباره مرگ ٬ دوباره مرگ ٬ دوباره مرگ بی حیات دوباره رود ٬ دوباره رود ٬ دوباره بغض در سرود دوباره غم ٬ دوباره غم ٬ دوباره صورت کبود تنهای بی محتاج
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
کمک کن بغض بشکن دونه دونه -- بریز ای اشک نرم و عاشقونه محبت کن در این آشفته حالی -- نمونه مکتبم از عشق خالی من و درد جدایی وای بر من -- از این عشق خدایی وای بر من داشتم راجع به آدما با احساسشون فکر میکردم فهمیدم ما آدما با عشقمون مثه یه زنجیر می مونیم یه حلقه از زنجیر که حلقه ی بعدیو دوست داره و حلقه ی بعدی حلقه ی بعد از خودشو اما حلقه ی بعدی به قبلی احساسی نداره خیلی جالبه یعنی ما یکی رو دوست داریم اونم یکی دیگرو دوست داره در حالی که یه نفره دیگه هم مارو دوست داره و این زنجیر ادامه داره اما این وسط حلقه هایی به بعضی از این زنجیر آویزونه که بهش میگن قسمت . معمای پیچیده ایه مگه نه؟ منو خیلی گیج کرده اما من همیشه میگم : < خدایا اونچه به صلاحه همون بشه > دلم پر از گلایه هاست ٬ چاره چیه دنیا اینه سایه ی مرگ روی سرم ٬ شب و روزم چه غمگینه درد و غم و غصه ی من ٬ دیگه تمومی نداره زندگی سخته آدما ٬ هر روز و هر روز همینه یه درد عشق لاعلاج ٬ یه زخم کهنه ی عمیق درده نشسته تو دلم ٬ زخمه نشسته تو سینه آی آدما آی آدما ٬ دلم میخواد که بمیرم اگه که مردم یه روزی ٬ مرگمو یارم نبینه بهش بگید رفته که تو ٬ رنج و غمی برات نشه غصه ی تو درد اونه ٬ نمی تونست که ببینه بگید که بعد رفتنت ٬ لحظه شماری کرده بود میخواست که از دنیا بره ٬ به مرگ عشقش نشینه وصیت شبنم اینه ٬ گلشو تنها نذارید گلشو تنها نذارید ٬ وصیت شبنم اینه تنهای بی محتاج
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم
وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم
پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست
گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم
يادمان باشد ، سر سجاده عشق
جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي
سرو پايي نکنيم 
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
غصه نخور مسافر اينجا ما هم غريبيم از ديدن نور ماه يه عمره بي نصيبيم *** فرقي نداره بي تو بهارمون باپاييز نمي بيني که شعرام همه شدن غم انگيز *** غصه نخور مسافر اونجا هوا که بدنيست اينجا ولي آسمون باريدن هم بلد نيست *** غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت فداي برق ناز اون چشماي قشنگت *** غصه نخور مسافر تلخه هواي دوري من که خودم مي دونم که تو چقدر صبوري *** غصه نخور مسافر بازم ميآي بزودي مارو بگو چه کرديم از وقتي تونبودي


+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . عشق شاید تنها جایزه ی این روزگار نامهربان است که برای بردنش نیازی به پارتی نیست !! برایش مهم نیست که تو "شاهی یا گدا" ! مردی یا زن ! هر چه که هستی ، باش ! فقط تنها شرطش این است که ارزش آن را بشناسی و حرمتش را نگه داری سلام به همه دوستان شرمنده که یه مدت نبودم راستش دلزده بودم اززندگی از خودم از آینده و از همه ولی برگشتم نمی دونم چرا؟ آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست آرزو دارم که مرگت را ببينم گوش کنین یه صدا می شنوین یه صدایی خسته از اعماق وجودی که در تنهایی غرق شده گوش بدین صدا هم از تنهایی ناله و فریاد می کند ناله ای مهیب ! ناله ای سرگردان ! نا له ای خسته ی خسته ! و این ناله مرا به خود می آورد ؛ تا به غریبی خودم فکر کنم و من ………. و من اشک می ریزم؛ بر گذشته ای بس دور وقتی من گریستم، دیدم آسمان هم با من یکدل شده و می گرید من باران غم و آسمان باران اشک های من و من باز هم من ......... با تو ام ای غریبه با تو هستم ای غریبه آشنا تویی که به تنهایی من پی برده ای نگاه کن که آسمان چه معصومانه می بارد و این کوچه های سرد پاییزی چگونه خیس و متروکند و من در تنهایی خود چگونه تو را در پس کوچه ها می جویم . کوچه هایی که سبزه هایش در تنهایی با غ من روییده اند و من تو را که گلی بودی با حسرتی که بر دل داشتم جدا کردم و من باز هم نمی دانم ........... من نمی دانم که آیا با من خواهی ماند یا نه یا مانند گلهای دیگر به مدت زمان اندکی با من می مانی با تو ام ای سنگ صبور دلم ..... آیا به حرفهای دلی که زخمی کهنه با خود دارد گوش می کنی یا نه آیا اشکهایت را برای تنهایی ام ذخیره کرده ای یا نه می دانی که انتظار دیگر برایم معنایی ندارد....... چون سرنوشت انتظارم را خود با دو چشمانم دیده ام می دانی که در دل رمیده من غم در زیر خاکستر دل پنهان شده باز هم نمی دانم ................... نمی دانم چه وقت بگویم چه وقت بگریم چه وقت باید بمیرم وشعله های حرف هایم را برای همیشه خاموش کنم من نمی دانم .................... امروز آسمان دل بارانیست ومن امروز رو به او فریاد می زنم که..... که خدایا توبه من زندگی کردن را آموخته ای ولی مردن را نیاموخته ای تو به من دوست داشتن را آموخته ای ولی فراموش کردن را نیاموخته ای خدایا آنگاه که انسان را آفریدی به او یاد دادی که چگونه باهم بودن را تجربه کند ولی به او نیاموخته ای که چگونه تنها زندگی کند من بسان مسافری هستم که از تمام وجود خود به دوراست مسافری که در پس زندگی راه خود را گم کرده است ودر دریاهای پر تلاطم ، به دنبال ساحلی می گردم که کشتی اندوه مرا به سوی خود بکشاند و امروز به این رسیده ام که ......... عجب تنهایی سهمگینی را متحمل می شوم و هیچ صدایی از اعماق وجودم شینده نمی شود و من خودم را خودی بس تنها رها کرده ام و به خود می اندیشم.......... سلام ببخشين که اين چنين غمگينانه بود ولی چه کنم مدتی است که من گم کردم خودم را عشقم را و از همه مهمتر دلم را و هر چه می گردم کمتر می يابم خدايا به همه بياموز که عشق و دل را زکف ندهند .... امروز التماس کردم باز نیومدی می ترسم فردا چشمام رو پر از اشک کنی و بازم نیای نظر فراموش نشه Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
گفتم:کجا ؟
گفت : رو قلبت .
گفتم مگه مي توني ؟
گفت : آره سخت نيست ، آسونه.
گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه.
يه خنجر برداشت .
گفتم اين چيه ؟
گفت : سيسسسسس.
ساکت شدم .
گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي .
خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت .
دوست دارم ديوونه.
اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم .
اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده
عاشقانه ترین....

سخنان عاشقانه...

آرزو دارم...
بر مزارت دسته های گل بچينم
آرزو دارم ببينم پر گناهی
مرده ای در دوزخی و روسياهی
جای اين که عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم
بهتر از هر عاشقی نازت کشيدم
در عوض نامردمی ها از تو ديدم
هر کجايی راه خوشبختی نيابی
راحت و بی دغدغه هرگز نخوابی
هر کجايی آب خوش هرگز ننوشی
يا لباس عافيت هرگز نپوشی
جای اينکه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزادار تو باشم !
ای چپاولگر تويی وحشی تر از ببر
وحشيانه حمله ديگر کنی سر ؟
جای اينکه عاشق زار تو .......

من نمی دانم ...........

عاشقانه...دنیــا....





فصل سرد بی رویا...

خدایا به او بگو ....

عشق تو....

بی کسی...
دیروز کلی انتظار کشیدم نیومدی

![]()
Sponsored By: Masoud Rezaie
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:12 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
۱۳۶۶.۷.۱۸ یه سال دیگه هم تو این دنیا سر کردیم...! آیا سال دیگه هم تو چنین روزی من هنوز نفس می کشم.!!؟؟ نمی دونم
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
انکه در تنها ترین تنهاییام تنهایه تنها می خواد بذاره ای خدا در تنها ترین تنهاییاش تنهایه تنها نذارش من هنوزم خاطرشو میخوام

![]()
+ نوشته شده در جمعه 1386/12/03ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط مهرشاد راد |
نوشتم كه ازت متنفرم نوشتم ازت بدم مياد واي هربار كه ميام بهت چيز بگم خودم بيشتر عذاب ميكشم چرا اخه چرا من اينقدر دوستت دارم وچرااخه تواينقدر نسبت به من سردي مگه نميگي تو خيلي خوبي مگه نميگي دعا كن برام يك زن مثل توبرام پيدا بشه پس چرا اينقدر اذيتم ميكني دارم ديوانه ميشم بدجوري دلم گرفته محتاج صدات هستم تا ارامم كنه اما نه نبايد ديگه بهت زنگ بزنم وقتي بدون من توخوشي باشی پس نميخوام اين خوشيو ازت بگيرم دوست دارم دوست دارم اي كاش يكبار عشقمو باور ميكردي. اسرا. اي كاش براي يكبار يكمي فكر ميكردي بعد اينقدر اذيتم ميكردي تروخدامواظب خودت باش .اسرا. سلام به همه دوستان گلم اومدم براي خداحافظي و تشكر ازهمه اونهايي كه توي اين مدت كمكم كردن اما من عوضي فقط باعث شده ام كه دل همه اونها رو بشكنم به خاطر كسي كه واقعا ارزش نداشت اما من ....... نميدونم چي بگم فقط ميگم معذرت ميخوام منوببخشيد روزي عاشق شده ام عاشق كسي كه دلش ميخواست انتقام بگيره فرصت خوبي پيدا كرد ساده تراحمق تر ازمن بيشعور ترازمن كجاميتونست پيدا بكنه مني كه تمام محبت امو تمام عشقمو بهش دادم مني كه ازجون دلم دوستش داشتم امين امروز اومدم برات جشن بگيرم ميدوني جشن چي جشن موفقعيت اتو جشن اينكه بالاخره موفق شدي بهت تبريك ميگم خوب نابودم كردي ازيتا تمام شد بدجوري روحشو كشتي چراامين چرا محبت كه من بهت كرده ام هيچ وقت يك مادر در حق بچه اش نميكنه چرا فقط جواب چراموبده كجا بهت كم محبت كرده ام بهم ميگفتي مقصرمادرته كه محبت بهت نكرده تو اينجوري شدي اماتو چي من اينقدر كه ازمادرم محبت كم ديده ام ازتو دوبرابر محبت نديده ام حرف هيچكس گوش ندادم فقط گفتم تو فقط گفتم امين شبها تاصبح همش ازاين سايت ازاين وبلاگ ميگشتم تابهترين پست برات درست كنم خسته نميشدم همش ميگفتم دارم براي عشقم زحمت ميكشم حدود يك ماه همش دارم ميگردم كه ميخواستم بهترين پست براي والنتاين برات درست كنم اما نه ديگه توعشق من نيستي توديگه عشقولك ازيتا نيستي امين صبح و شبم گريه كردي وفقط يك چيز كه ديگه باعث ميشه من گريه نكنم اونم توي كه بهم خبر بدي سزاي بدي براي شكستن قلب من دادي اون وقت كه واقعا منو خوشحال كردي اين اخري ها وقتي بهم ميگفتي عزيزم نفسم نازگلم همش باخودم ميموندم ببينم بامني يانه بارفيقات هستي چقدر تشنه محبت بودم چراامين من لياقت محبت نداشتم مگه نگفتي ديگه نميخوام تو براي اينده مگه من قبول نكردم فقط دوستت باشم اماديگه چراهردفعه زنگ ميزدم فقط دلمو ميشكستي چرايك بار نخواستي شادم بكني تواصلا فهميدي من كي هستم من ازيتا دختر فلاني كه خيلي ها ارزو دارن فقط من بهشون سلام بكنم اما تو اينقدر خردم كردي واي امين وقتي به گذشته فكرميكنم ديوانه ميشم چرا اخه براي چي من اينقدر اذيت هاي تو نديدم مگه توكي بودي من امثال مثل تو حتي كلفت خودمم حساب نميكردم ديگه چه برسه به اين كه عشقمم باشي اخه چرا اماديگه تمام شد فقط اوميدوارم زودتر باخبرت شادم بكني باور كن الان اگر بهم بگن امين مرده بيشتر خوشحال ميشم تابهم بگن زنده اي نفس ميكشي من ديگه شايد اصلا به اين وبلاگم نيام وشايد هم بيام اما نه براي اينكه پست بزارم براي اينكه بيام ببينم براي كي اينهمه زحمت كشيدم كسي كه حتي حاضر نبود بهم يك نظر بده تشكربكنه ديگه اينكه براي من پست بزاره پيشكشش ادرس جديد وبلاگم به بعضي ازدوستانم توي نظرات وبلاگشون ميگم فقط يك خواهشي دارم امين براي من مرده ديگه دلم نميخواد حتي براي يكبارم اسم اون جلوي من بياريد اقا امين من دهاتي نبودم فقط اينقدر دوستت داشتم كه ازت توقع هديه وچيزاي ديگه نداشتم تمام عكس اتو صداهاتو همرو پاك كردم حتي شيشه ادكلن كه اكثرا شبها توبغلم ميگرفتم ميخوابيدم شكستم نميام بازم ازهمه معذرت ميخوام كه اينجور دل همرو شكستم برام دعا كنيد بااينكه اصلا خدايي وجود نداره اگه داشت انتقام منو زودتر ازامين ميگرفت يك چندروز نميام نت اخه من اشغال به قول كه به يك عوضي داده بود بايد عمل ميكردم حالا ديگه نميخوام عمل كنم اين چندروزم ميرم كه همه قول هامو كنسل كنم وبعد دوباره ميام شما ميتونيد من توي چت روم كه ادرسشو توي پيوندها نوشتم پيدا بكنيد من اونجا بااسم رويا63 هستم شبها ساعت 11 ميام وتا 4صبح هم هستم اگر كارم داشتيد اونجا بهم بگيد خداحافظ براي هميشه غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که برايم شکستي ....بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي بخشمت بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر زخمم گذاردي انقدرزود اتفاق ميفته كه خودتم نمی فهمي... يه روزی انقدر دوسش داری كه حاضری به خاطرش از همه چيزت بگذري... از غرورت...از خوشيات...حتی از زندگيت.. .حاضری برای اينكه او راحت باشه... شاد باشه...خسته نشه...ناراحت نشه... غصه نخوره...هر كاری بكني.... خودت عذاب بكشی ولی گريه شو نبيني... حاضری هر كاری كنی تا فقط يه لحظه بهت نگاه كنه و با اون چشمايی كه ازش شيطنت و مهربونی ميباره صدات كنه... وای كه چه روزايی گذشت كه به خاطرش غصه خوردي...گريه كردي...از نامهربونيهاش...بی وفايی هاش... غرور بيجاش...دلت شكست ولی به روی خودت نياوردي...هر چقدر او نامهربونی كرد تو مهربونی كردي....هر قدر ناز كرد نازشو كشيدي...به خودت می گفتی وقتی از محبت و صداقتم مطمئن بشه همه چيز خوب ميشه...چه روزايی كه به اميد ديدنش گذروندي.. .و چه شبايی كه از غصه ی دوريش تا خود صبح بی صدا اشك ريختي...ولی راستش هر آدمی يه ظرفيتی داره...وقتی از حدش بگذره ديگه محبت كردنم بی معنی ميشه....گاهی وقتا انقدر به يكی خوبی می كنی كه ديگه فكر می كنه اين مهربونيا وظيفته...اونوقته كه يه چيزی ته دلت می شكنه...انقدر جواب مهربونياتو با نامهربونی ميده...انقدر در جواب لبخندت اخم می كنه ...و انقدر احساس و فكر و قلبتو به بازی می گيره كه كم كم حس تو عوض ميشه...دوباره غرورت واست مهم ميشه.... ديگه حاضر نيستی به خاطرش غرورتو خرد كني....ديگه از ديدن اشكاش كلافه نميشي....ديگه با نگاه كردن به چشاش دلت هری نمی ريزه پايين...ديگه نازشو نمی كشي....آره....ديگه ديدنش واست رويا نيست...ديگه از تماس دستاش و حس حرارت بدنش احساس خوبی نداري.... ديگه از دوريش غصه نمی خوري...حالا می فهمی كه چقدر از لحظه ها و روزاتو به خاطرش حروم كردي...و حسرت ميخوري....چون ديگه دوسش نداري....آخرش هم جدائی ...... آخه چرا .......... چطورفراموش کنم......... حالا دیدی و شنیدی وفا؟؟ سلام به تك ستاره اسمان قلبم عزیزم عمرم جونم خيلي كردم تافراموشت كنم اما نميتونم تازماني كه من زنده ام عشق توام توي قلبم روشن وهرگز سايه نور عشقت توي دلم تاريك نميشه حتي اگر نباشي خيلي دوستت دارم اسرا منو ببخش كه اينقدر دوستت دارم واذيتت ميكنم دوست دارم .اسرا. در سرزمین قلبم ، خانه ای ساختم که پنجره هایش از دیدن تو سربی شدند ، همیشه خیال تو در اتاقم راه می رود ردّ پای فکرم ، روی جاده های زندگی می ماند تو را بخاطر خودت و تمام زیبایی هایت دوست دارم مدت هاست بغض سنگینی هم ندارد نمی دانم شاید بخاطر تو باشد مدت هاست چشم هایم میل باریدن دارند ، اما آفتاب نگاه تو مانع گریستن ابر درونم می شود مدت هاست دلم همچون ذره ای شد که گاهی خودم هم آن را گم می کنم مدت هاست بخاطر تو نفس می کشم به خاطر تو اي همنفس من![]()
![]()





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

















خيلي دوستون دارم اسرا و سبحانم 
















+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 9:46 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 9:34 بعد از ظهر توسط مهرشاد راد |